یکی از سوالاتی که جلسات اول همیشه از خانوادهها میپرسم تعداد جلسات درمانی و انواعشون هست. گاهی پاسخهایی میشنوم که مغزم تیر میکشهکل هفته و هر روز چند تا برنامه. از این اتاق به اون اتاق از این کلینیک به اون کلینیک. و وقتی میپرسم چرا با این همه شتاب یه کلمه میگن. «گلدن تایم».
والا بلا غیر آموزش و رشد هوش و بالارفتن از پلههای مهارتها، زندگی و لذت خودتون و بازی و کودکی کردن و پرورش بچهها و فرزندای دیگه تون هم مهمه.
کم خانوادههایی را ندیدم که بعد دو سه سال ترمز بریدن ،موتور میذارن پایین. انقدر هزینه زمان و انرژی و مالی گذاشتن که یه جا کم میارن. بلکم که سالهای نزدیک مدرسه به این هزینهها بیشتر نیاز میشه.
️گاهی این فشار بچهها رو به سمت مشکلات رفتاری سوق میده به طوری که نسبت به آموزش و درمانگر و مربی گارد میگیرن و تایم مفید جلساتشون خیلی خیلی کم میشه.
️و اکثرا متاسفانه روابط خانوادگی تحت تاثیر قرار میگیره..
این کلمه یه جاهایی نابجا استفاده میشه که شما ضرورت بیشتر از حدی رو در نظر میگیرید. و از اون تعادلی که برای زندگی متعادل هم برای خودتون هم بچهتون لازم هست خارج میشین.
خواهش من این هست یه کوچ داشته باشین. باهاش حرف بزنین. از تجارب بقیه خانوادهها استفاده کنید. و کمی از بالا به قضیه نگاه کنید و حق زندگی رو از خودتون و خانوادتون و بچه سلب نکنید.
شما چه تجربهای توی این زمینه دارین؟
چقدر طول کشید که تعادلی رو توی برنامهی بچه احساس کنید؟
چندتا کلاس و برنامه توی هفته برای بچه دارین؟
فکر میکنید تایم مفید این کلاسها به اندازهی هزینهی زمان و انرژی و مالی که میذارین هست؟
شدت کلاسها چه تاثیری روی رفتار بچهها داشته؟
چندوقت طول کشید که به تیم معتمدتون و برنامهی متعادل دست پیدا کنید؟